سلام سلام
میدونم الان مغزت هنگ کرده و فکر می کنی داری کابوس میبینی اما باور کن این کابوس نیست
بهتره بگم این منم . الان با خودت می پرسی این کیه ؟ خب آی کیو من محمد هستم دیه
همون
خل و چل همیشگی
می دونم الان عصبانی هستی
خب مشکلات زندگی نمی زاره دیه
تازه این حمید هم قهر کرده رفته
هرچی می گردم پیداش نمی کنم، نمی دونم کجاست
حتما
باز با این زلیخا گور به گور شده با هم رفتن آیس پک ، هرچی هم به موبایلش زنگ میزنم یا در شبکه
موجود نمی باشد یا در دسترس نیست
خب ایران سل بهتر از این هم نمی شه
خب اقلا این
دفعه رو بی دقدقه آپ می کنم
من واقعا از همه معذرت می خوام اگه دیر آپ می کنم چون واقعا
مشکلات زندگی نمی زاره
[صدایی به گوش می رسد] صدا : آره جون عمه ات. محمد : شما؟
صدا: پاکشوما ، بازیگر تیم حما . محمد: هر کی میخوای باش اما یادت نره من رو عمه غیرت دارم
یهو دیدی رگ غیرتم تناب شد و ..... حالا بگو کی هستی سیاهی . صدا: پا ، پا ، پارسی کولا
محمد: بشین سر جات ، هر سیاهی که که پارسی کولا نمی شه .
حالا بگو کی هستی تا
نیومدم داغونت نکردم بدقواره
صدا: به من می گه بدقواره
نیست که خودت خیلی مانکن و
باربی هستی
محمد: دیگه مجبورم کردی از برخورد فیزیکی استفاده کنم
[چند دقیقه بعد
حمید با صورتی خونین و مالین وارد صحنه می شود ]
دیگه این حمیده دیه تا کتک نخوره آدم
نمی شه
خب الان ما منتظریم که این حمید نکبت اعلام کنه چی داریم
حمید: بازم از اون
انشاء بی تربیتی ها
محمد: از یه انشا داریم که یه نمونش رو تو چند تا ژست قبلی خوندین ![]()
فواید کامپیوتر
نام و نام خانوادگی: کاظم ترک زاده تربيزی
موضوع انشاء: فوايد کامپيوتر را توصيف کنيد
زن تو زن منه! شب شبه عاشق شدنه!
کامپيوتر چيز بسيار خوبی ميباشد و برای ما خيلی لازم داريم . پدرم به من قول داده که که برای هر نمره بالای ۱۲ در کارنامه ام يک تکه از آن را برای من بخرد ! فعلا پدرم يک موس خريده و قول داده ماه به ماه سيستم را آپديت کند !پدرم در کامپيوتر خيلی ميفهمد و حتی توانسته يک بار به اينترنت وارد کند ! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلی شاس ميباشد و روزی دوبار موس من را با جارو و بيل ميزند ! حتی تازگيا در خانه تله موش هم کار گذاشته است به همين علت انگشت شست هردو پای پدرم قطع شده ميباشد !پدرم شب ها به کافی شاپ ميرود و داخل ميکند و چت ميکند ! مادرم و پدرم هميشه در حال چک و لقد ميباشند و مادرم به پدرم ميگويد تو مگه خودت خواهر و مادر نداری که ميری با دخترای خارجکی چت ميکنی ! من هم در اين مواقع حرف نميزنم چون ميدانم مادرم به من ميگويد : کپو اوغلو ! اوشاخ پيس ! بيشين مشقاتو بينويس ! پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلی بی ناموس ميباشد و شنيده ام که خيلی دختر دارد و خيلی بد حجاب ميباشند ! پدرم چند روری است که موس من را قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد ! خواهرم خيلی وقت است شوهرش را کرده است و الان هم خيلی بچه دارند ! من گاهی وقت ها به خانه آنها ميروم و از آنحا کانتکت ميکنم و با يک آيدی دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم ! پدرم خيلی دوروغ ميگويد و در کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده است و ديده در جوب دروازه دولاب است او ميگويد آب زده ما رو آورده پايين ! کامپيوتر بسيار مفيد ميباشد و من آن را خيلی دوست دارم و اين بود انشای من...!
![]()
![]()
![]()
![]()
بله آقا کامپیوتر بسیار مفید است برای ما ![]()
آقا یه سورپرایز واسه حمید هم دارم
تا بفهمه زن شوهر موفق به کی می گن ![]()
می دونی زن و شوهر موفق به کی میگن؟
حاج آقا : خودتونو كامل معرفی كنين ...
- شوهر : كاظم ! برو بچز بهم ميگن كاظم لب شتری ! ديلپم ردی ! ۲۳ ساله !
- زن : نازيلا ! ليسانس هنرهای تجسمی از دانشكده سيكتيروارد فرانسه ! ۲۰ ساله !
- حاج آقا : چه جوری با هم آشنا شديد ؟
- شوهر : عرضم به حضور ان ورت حاجی ! ايشون مارو پسند كردن ! مام ديديم بد گوشـــــــتيه گرفتيمش !!!
- زن : حاج آقا ميبينين چه بی چشمو روئه ! حاج آقا تازه سابقه دارم هست !
- شوهر : حاجی چرت ميگه ! من فقط دو سال اوفتادم زندان اونم با بی گناهيه كامل !
- حاج آقا : جرمت چی بود ؟
- شوهر : حاجی جرم كه نمشه بهش گفت ! داش اوچيكم حرف گوش نميكرد ...
مختوم النسلش كردم !
- زن : حاج آقا ميبينين چقد بی احساسه !
- حاج آقا : خواهر من شما به چه دليلی تقاضايه طلاق كردين ؟
- زن : حاج آقا ما الان درست ۳ ساله كه ازدواج كرديم ولی اين آقا اصلا عوض نشده !
- شوهر : دهه ! بابا بكش بيرون ! حاجی بده اصالتمو از دست ندادم ؟
- حاج آقا : خواهر من شما فقط به خاطر اينكه ايشون عوض نشده ميخواين طلاق بگــــــــيرين؟
- زن : حاج آقا اولش فكر ميكردم درست ميشه ! گفتم آدمش ميكنم ! مدرنش ميكنم !
حـاج آقا اين شوهر من نميفهمه تمدن چيه ! نميدونه مدرنيسم چيه!
- شوهر : بابا نموده مارو ! را به را گير ميده ! اين كارو بكن ! اين كارو نكن ! اين لباسو بپـــوش ! اونو نپوش ! حاجی طاقت مام حدی داره !
- زن : حاج آقا به خدا منم تو فاميل آبرو دارم ! دوست دارم شوهرم شيك ترين لباسارو بپـوشه!
- شوهر : حاجی ميخوايم بريم خونه اون بابای قالپاقش !!! گير ميده ميگه بايد كروات بزنی !
به مولا آدم با كروات يبوست ميگره ! نفسمون ميات بالا ولی پايين رفتنش با شابدوالعظیـــمه !
حاجی ما از بچگی عادت داشتيم دو سه تا تكمه مون وا باشه !! بابا پشم سينه و اين صـوبتا !
- حاج آقا : خواهر من حق با ايشونه !
- زن: حاج آقا بهش ميگم تو خونه زيرشلواری نپوش ! يكی مياد زشته ! حد اقل شلوارك بپوش!
- شوهر : حاجی من اصن بدون زيرشلواری خوابم نمبره ! بابا چارديواری اختياری !
راستش اينجا جاش نيست ولی بابای خدا بيامرزم ميگفت :
- حاج آقا : خدا بيامرزتش !
- شوهر : خدا رفتگان شمارم بيامرزه ! ميگفت : سعی كن تو زندگيت دو تا چيز و ترك نكــنی !
يكی سيغار ! يكی زيرشلواری !
حاجی جونم برات بگه كه گير داده خفن كه سيغار نكش ! رفته برام پيپ خريته !
آخه خدايیـــش اين سوسول بازيا به ما ميات ؟!
- زن : حاج آقا شما نميدونين من چقدر سعی كردم حرف زدن اينو درست كنم ! نشد كه نشد !
- شوهر : حاجی رفته واسه من معلم خصوصی گرفته ! فارسی را درست صوبت كنيم !
دیــــگه روم نميشه جولو بچه محلا سرمو بلند كنم !
حاجی خسته مونده از سر كار ميام خونه به جای چايی واسه من كافی شاپ مياره !
درســته آخه ؟! حاجی از وقتی گرفتمش ۳۰ كيلو كم كردم ! از بس كه از اين غذا تيتــيشـيا داده
به خورده ما !!! لازانتيا و بيف استراگانورف و اسپاقرتی و از اين آت آشغالا
حاجی هركی يه سليقه ای داره ! خب منم عاشق آب سيرابی با كيك تيتاپم !
- زن : حاج آقا يه روز نميشه دعوا راه نندازه ! چند بار گرفتنش با وصيغه آزادش كرديم ...
- شوهر : آره ! رو زنم تعصب دارم ! كسی نيگا چپ بهش بكنه ! خشتكشو پاپيون ميكنـــــم !!!
-حاج آقا : خب شما كه اينهمه با هم اختلاف فرهنگی و اقتصادی داشتين چرا با هــــــــم ازدواج كردين ؟؟!!
- زن : عاشقش بودم ! ديوونش بودم ! هنوزم هستم ... .
حالا حیمد جان دیدی تو با ذیلخا با هم جور در نمی آین؟؟؟![]()
حمید: اصلا به تو چه تربچه که خودتو قاطی کارای بزرگترا می کنی؟؟
محمد: بازم که روت زیاد
حمید؟؟؟
حیف که دارم سعی می کنم با تو کنار بیام وگر نه .....
حمید:وگر نه چی؟؟![]()
محمد:خودتم میدونی چی
پس نذار اینجا بگم
خب دیگه بچه ها یه آپ دیگه هم به پایان
رسید
بازم از همه بچه هایی که تو ۲ تا آپ قبلی خبرشون نکردم معذرت می خوام
همتون رو
دوس دارم و قل میدم که این دفعه زود تر آپ کنم ![]()
![]()
![]()
![]()
اینم یه عکس از خودم براتون میزام که هی نگین این پسره مجهوله ![]()

